کرم ریختن به شدت لذت داره. انجام کارایی که بلد نیستی عاااالیه. یکی ازم خواسته برای انیمیشن کوتاهش آهنگ بسازم. خندم گرفت وقتی گفت اما گفتم باشه. من همچین احمقی هستم. بعله.
من از مرگ می ترسم. از این که یک روز نباشم. از اینکه نتونم دستم رو تکون بدم. نتونم ساز بزنم. من از مرگ خیلی می ترسم. از اینکه نباشم. چی می شم؟ چی می شیم؟ کجا میریم؟ جایی میریم؟
می گن یک روز یک قلندری کنج پنج دری نشسته بود و غم دیروز رو با امید فردا پیوند میزد. قلندر که یادتون هست؟! بابا قلندر خودمون! کنج پنج دری! خلاصه نشسته بود. یکی از درهای پنج دری باز شد گوشهای همه دراز شد... قلندر بی تفاوت میبافت و میبافت و میبافت... در ها یکی یکی باز می شدن گوشها یکی یکی دراز می شدن...قلندر می خواست برای اولین بار حرف بزنه. بگه که چرا این همه مدت ساکت بوده. شاید شکوه کنه از نا مهربونیها شاید فریاد کنه ز دست فراموشیها شاید داد بزنه بگه که از منفعت طلبی بیزاره شاید بگه که از چه کسایی ناراحته. بگه چرا؟ بگه غم دیروز چی بود؟ امید فردا چیه؟ بگه که بعضی آدمها همه چیز رو فراموش می کنن همه چیز رو. شاید بگه که قلندر هیچ چیز رو فراموش نمی کنه. شاید بگه که قلندر هیچ چراغی رو خاموش نمی کنه. بگه که هر یادی زندست هرفریادی پایندست...
روبرتو بیا بشینیم ساز بزنیم. به سگ روانیتم بگو بیاد. بشینیم آکوردیون بزنیم. بعد من ستار هم میارم با هم بزنیم. بعد به شعاری هم می گیم بیاد. به علیزاده به نامجو به ین تیرسن. می شینیم دور هم. من شراب می گیرم و شمع. می شینیم میزنیم روبرتو بعد می گیم گور بابای جنگ می گیم گوربابای همه کثافت کاریها می گیم مرده شور همه ستم ها از هر نوع و به هر سبک و روشی. می گیم و می خونیم. به ابراهیم معلوف می گیم بیاره ترومپتشو اگر سختش بود من دارم. به له تریو جبران می گیم بیان من یک عود دارم قرض بدم. روبرتو آکوردیون رو بیار. بس کنیم این چرخ هر روز رو. بس کنیم خنده های بزور رو. روبرتو آکوردیون لذت بی پایانِ روبرتو! روبرتو موسیقی آزادِ.