Monday, February 27, 2012

برای اصغر فرهادی

رقص در غبار
شهر زیبا
چهارشنبه سوری
درباره الی
جدایی نادر از سیمین

تعظیم به سنیمای شما 
تعظیم به شما
تعظیم به سینما

سینما زندگیست

Friday, February 24, 2012

شاعر زباله ها

تمام اون سالها
من شاعر زباله ها

می شد... نه؟ می شد... به جان من می شد

می شد
می شد
می شد بزرگتر شه
می شد کنکور بده
برای کنکور چاق شه
روز کنکور استرس بگیره
بعد کنکور بیاد بشینه خونه فکر کنه که خوب حالا که چی؟
می شد روز اعلام نتیجه ها استرس بگیره
بره دانشگاه
بخنده
عاشق شه
ببازه تو عشق
نا امید شه
امیدوار شه
عاشق شه
عاشق شه
پرواز کنه
بالا بره
پایین بیاد
بخنده
گریه کنه
تولدش رو جشن بگیره
می شد نه؟
سخت نبود نه؟

سخت بود؟ نبود... نبود

نشد

امروز تولدشه


Thursday, February 23, 2012

باز باران

باز باران با ترانه
با گوهرهای فراوان
می خورد بر زیرزمین خانه

Monday, February 20, 2012

یک روز که باشم مست لایعقل و طرد و سست

یک روز ارس گردم
اطراف تو را گردم
کشتی شوم جاری

بگو ابر بباره اگه بارون بباره



باران

Friday, February 17, 2012

شب بارانی

شبی که باران رو شروع کردیم باران گرفت. 

حالا باران لذت بی پایان

Wednesday, February 15, 2012

برای تاریخ خودم

فردا باران شروع می شه. اگر باران بشه چی میشه؟ 

حالا باران همه دلخوشیه منه این روزها. شخصیت هاش. جاهاش. ثانیه ثانیه اش.

مرسی از شما که دارید باز یک رویا رو واقعیت می کنین. این لذت بخش ترین احساسِ.

فردا باران شروع می شه.

دوباره شراب سر صحنه و دوربین و چراغ و بند و بساط

کرم های مختلف

کرم ریختن به شدت لذت داره. انجام کارایی که بلد نیستی عاااالیه. یکی ازم خواسته برای انیمیشن کوتاهش آهنگ بسازم. خندم گرفت وقتی گفت اما گفتم باشه. من همچین احمقی هستم. بعله.

Monday, February 13, 2012

ترس

من از مرگ می ترسم. از این که یک روز نباشم. از اینکه نتونم دستم رو تکون بدم. نتونم ساز بزنم. من از مرگ خیلی می ترسم. از اینکه نباشم. چی می شم؟ چی می شیم؟ کجا میریم؟ جایی میریم؟ 

من می ترسم


Sunday, February 12, 2012

دارم میرم

دریای بیکران هنگ اور ساحل ندارد! نقطه سرِخط

Saturday, February 11, 2012

اشکان

اشکان یک روزهایی خسته میشه... زیاد... دلش از دیدن یک عکس می گیره.. می گیره... به خدا می گیره... اشکان کلا دلش زیاد می گیره... زیاد... 

فیلم بعدی شروع شد. حالا دیگه از آسمون رو سر اشکان اشک میبارید... نفسی که در نمیاد. نفسی که در نمیاد... نفسی که از آکاردیون در میاد

باران
اشکان
دلگیر ترین اشکان

Thursday, February 9, 2012

من

اشکان پیر نمی شود خسته می شود

اشکان ۲۰ بهمن ماه ۱۳۹۰

Wednesday, February 8, 2012

موجز

چاوو



وفن کولو



آری دا ورچه


































حالا میتونی از من بدت بیاد نه؟

Monday, February 6, 2012

Sunday, February 5, 2012

در آن سوی

می گن یک روز یک قلندری کنج پنج دری نشسته بود و غم دیروز رو با امید فردا پیوند میزد. قلندر که یادتون هست؟! بابا قلندر خودمون! کنج پنج دری! خلاصه نشسته بود. یکی از درهای پنج دری باز شد گوشهای همه دراز شد... قلندر بی تفاوت میبافت و میبافت و میبافت... در ها یکی یکی باز می شدن گوشها یکی یکی دراز می شدن...قلندر می خواست برای اولین بار حرف بزنه. بگه که چرا این همه مدت ساکت بوده. شاید شکوه کنه از نا مهربونیها شاید فریاد کنه ز دست فراموشیها شاید داد بزنه بگه که از منفعت طلبی بیزاره شاید بگه که از چه کسایی ناراحته. بگه چرا؟ بگه غم دیروز چی بود؟ امید فردا چیه؟ بگه که بعضی آدمها همه چیز رو فراموش می کنن همه چیز رو. شاید بگه که قلندر هیچ چیز رو فراموش نمی کنه. شاید بگه که قلندر هیچ چراغی رو خاموش نمی کنه. بگه که هر یادی زندست هرفریادی پایندست... 

قلندر دهن باز کرد

همه چشمها خیره شدن

به دهان قلندر

آپپیییییییییییییشته..... آپیییییییییییییشته

قلندر عطسه کرد و به کار خویش ادامه داد

Friday, February 3, 2012

روبرتو

روبرتو بیا بشینیم ساز بزنیم. به سگ روانیتم بگو بیاد. بشینیم آکوردیون بزنیم. بعد من ستار هم میارم با هم بزنیم. بعد به شعاری هم می گیم بیاد. به علیزاده به نامجو به ین تیرسن. می شینیم دور هم. من شراب می گیرم و شمع. می شینیم میزنیم روبرتو بعد می گیم گور بابای جنگ می گیم گوربابای همه کثافت کاریها می گیم مرده شور همه ستم ها از هر نوع و به هر سبک و روشی. می گیم و می خونیم. به ابراهیم معلوف می گیم بیاره ترومپتشو اگر سختش بود من دارم. به له تریو جبران می گیم بیان من یک عود دارم قرض بدم.  روبرتو آکوردیون رو بیار. بس کنیم این چرخ هر روز رو. بس کنیم خنده های بزور رو.  روبرتو آکوردیون لذت بی پایانِ روبرتو! روبرتو موسیقی آزادِ.

موسیقی آزادِ

Sunday, January 29, 2012

با اون

لالا لای لا لای لا لای لای
قدم زدن در زیر بارون
رو  ماسه ها دراز کشیدن
اونها همه با اون صفا داشت
دنیای عشقِ ما چه ها داشت
لالا لالای لا لای لا لای لای





یک صفای الکی
یک هوای الکی
کوهها دشتها تپه های الکی

Friday, January 27, 2012

۳۲۷

امروز ریش شماره ۳۲۷ سفید شده بود